سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

135

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

سپس مصنّف گويد : و اگر كلمات مذكور را مقصور بياورند از نقصشان مشهورتر مىباشد . شارح گويد : ضمير مؤنّث در « قصرها » به اب و اخ و حم راجع است . و مقصود از مقصود آوردن اينستكه بآخرشان الف مقصوره اضافه كرده و در هرسه حالت ( جرّ ، نصب و رفع ) با الف قرائت شوند بهتر است مانند آنچه در قول ابو النّجم عجلى آمده . انّ اباها الخ . يعنى : هرآينه پدر آن زن و پدر پدرش در مجد و بزرگى به نهايت آن رسيدند . شاهد در « اباها » و « ابا » و « اباها » است اوّلى و دوّمى در حالت نصب با الف مقصوره آمده و سوّمى نيز در حالت جرّى با الف قرائت شده است . قوله : و النّقص فى اب : مقصود از « نقص » حذف حروف اعراب و قرائت آنها با حركات اعرابى يعنى ضمّه و فتحه و كسره مىباشد . قوله : و هما اخ و حم : ضمير « هما » به تالييه راجع است . قوله : و بابه اقتدى : كلمه « بابه » جارّ و مجرور ، متعلّق است به « اقتدى » و تقديم جارّ و مجرور برمتعلّق مفيد حصر است يعنى عدّى فقط به پدرش اقتداء نمود نه غير او . قوله : بان يكون آخرها : ضمير مؤنّث در « آخرها » به اب و اخ و حم راجع است . قوله : بالالف مطلقا : چه در حالت رفعى و چه نصبى و چه جرّى . قوله : من نقصهنّ اشهر : ضمير در « نقصهنّ » به اب و اخ و حم عود مىكند .